سرژ دنه و وعدۀ سینما
درآمدی بر ترجمۀ فارسی
نوشتۀ آرتا برزنجی
یک سال از انتشار پروندۀ «سرژ دنه و وعدۀ سینما» در وبسایت بلژیکی سبزیان میگذرد؛ پروندهای که به مناسبت هشتادمین سالروز تولد دنه فراهم شد و همزمان با برنامهای دهفیلمه در مؤسسۀ هنرهای معاصر لندن همراه بود. آن پرونده و آن برنامه، برای ما تلاشی بود برای بازگشت به منتقدی که نامش، بیش از آنکه صرفاً به تاریخ نقد فیلم فرانسه تعلق داشته باشد، به یکی از امکانهای فراموششدۀ سینما پیوند خورده است: اینکه سینما نه فقط مجموعهای از فیلمها، سبکها، مؤلفان و تاریخها، بلکه شیوهای برای زیستن در جهان، دیدنِ جهان، و نسبت گرفتن با دیگری است.
انتشار این گزیده به فارسی، یک سال پس از آن تجربه، صرفاً بازنشر یا یادبود نیست. اگر دنه برای ما همچنان اهمیت دارد، به این دلیل است که نوشتههایش در لحظهای پدید آمدند که سینما، نقد، سیاست، تلویزیون، سفر، حافظه و تصویر هنوز از یکدیگر جدا نشده بودند. او منتقدی بود که سینما را نه بهمثابه قلمرویی بسته و تخصصی، بلکه چون گذرگاهی میان جغرافیاها، طبقات، زبانها، بدنها و تاریخها میفهمید. در جهان دنه، دیدنِ فیلم نوعی عبور است: عبور از مرزهای ملی و فرهنگی، اما بیآنکه تفاوتها در یک «سبک جهانی» بیخاصیت حل شوند؛ عبور از خود، اما نه به معنای مصرفِ بیدردسرِ دیگری؛ عبور از تصویر، اما با حفظ مسئولیت اخلاقی در برابر آنچه تصویر نشان میدهد یا پنهان میکند.
از این نظر، ترجمۀ دنه به فارسی ضرورتی فراتر از معرفی یک منتقد مهم دارد. در سالهایی که بخش بزرگی از نوشتار سینمایی، چه در سطح جهانی و چه در فضای فارسیزبان، میان تبلیغات جشنوارهای، داوریهای شتابزده، ستایشهای ازپیشآماده و مخالفتهای بیپیامد گرفتار شده است، دنه یادآور شکلی از نقد است که هنوز به خودِ عملِ دیدن اعتماد دارد. نقد برای او نه توضیح دادنِ فیلم از بیرون، نه جایگزین کردن نظریه بهجای تجربه، و نه تولید حکم قطعی دربارۀ اثر بود؛ بلکه نوعی همراهی با حرکت فیلم، گوش دادن به آن، و آزمودن نسبت خود با جهان از خلال تصاویر بود. به همین دلیل، نوشتههای او همواره میان دقت و بیقراری، تحلیل و خاطره، سیاست و حس، جغرافیا و سینهفیلی حرکت میکنند.
انتخاب سه متن برای این پروندۀ فارسی نیز از همین منظر انجام شده است. دو متن از پروندۀ اصلی سبزیان، هر یک از زاویهای، به جنبههایی از میراث دنه میپردازند: به شیوۀ نوشتن، نگاه کردن، سفر کردن، گوش دادن، و فکر کردن با سینما. در کنار آنها، ترجمۀ متن کلیدی خود دنه دربارۀ فیلم خیلی زود، خیلی دیر ساختۀ ژان ماری استروب و دانیل اوئیه قرار گرفته است؛ فیلمی که شاید بهروشنی نشان میدهد چرا دنه نمیتوانست سینما را از تاریخ، زمین، صدا، طبقه و حافظه جدا کند. در این فیلم، منظره نه پسزمینهای زیبا، بلکه محل رسوب تاریخ است؛ صدا نه توضیح تصویر، بلکه نیرویی است که تصویر را به لرزه در میآورد؛ و سینما نه وسیلهای برای بازنمایی سیاست، بلکه شکلی از فکر کردن به زمان تاریخی میشود.
برای خوانندۀ فارسیزبان، مواجهه با دنه میتواند از چند جهت اهمیت داشته باشد. از یک سو، او به سنتی از سینهفیلی تعلق دارد که با وجود ریشههای اروپاییاش، پیوسته خود را در نسبت با سینمای جهان تعریف میکند: از هالیوود تا ژاپن، از آفریقا تا خاورمیانه، از سینمای کلاسیک تا تلویزیون و تصویر خبری. از سوی دیگر، حساسیت او نسبت به تصویر، استعمار، جنگ، فقر، سفر و رسانه، امکانهایی را پیش میکشد که برای فرهنگهایی چون فرهنگ ما نیز بیواسطه قابل لمساند. دنه منتقدی است که میتوان او را از فرانسه بیرون کشید، بیآنکه از زمینۀ تاریخیاش جدا کرد؛ منتقدی که جهانی بودنش نه از بیریشگی، بلکه از وفاداری به برخوردهای مشخص میان تصویر و جهان میآید.
این گزیدۀ فارسی، بنابراین، دعوتی است به خواندن دنه نه به عنوان نامی بزرگ در تاریخ نقد، بلکه به عنوان همراهی برای امروز: برای زمانی که سینما بیش از همیشه در دسترس است، اما شاید کمتر از همیشه فرصتِ دیدن، تأمل و بازدیدن داریم. دنه از ما نمیخواهد به سینما بازگردیم چون گذشتهای باشکوه از دست رفته است؛ او یادآوری میکند که سینما، اگر هنوز وعدهای داشته باشد، در تواناییاش برای ساختن رابطهای تازه با جهان است – رابطهای که در آن تصویر نه کالا، نه شعار، نه تزئین، بلکه امکانی برای فکر کردن، احساس کردن و شهروند جهان شدن است.
