پادکست فرزندان آفتاب

تصویر و تابو و سیاست

 مقدمه: چرا باید موج نوی سینمای ژاپن را دوباره دید؟

نوشتۀ مهدی امیدواری

 

موج نوی سینمای ژاپن در فضایی شبیه‌ موج نوی سینمای فرانسه و انگلیس شکل گرفت با این تفاوت که نوعی تلاش برای پاسخ دادن به پرسشی دیرینه در تمدن ژاپنی در آن نهفته بود: به راستی هویت ژاپنی چیست؟ این پرسش در ابتدای دورۀ میجی مطرح شد و ژاپنی که درهای کشورش را به تمدن‌های غربی می‌گشود سعی در تعریف دوبارۀ خود داشت. نتیجۀ این تقابل که با جنگ جهانی و تحقیر شکست و اشغال بیشتر عیان شد، شورش جوانان موج نو بود. با اینکه موج نو جوابی به این سؤالِ هویتی نمی‌دهد، سؤال‌های جدیدی مطرح می‌کند که هرکدام می‌توانند راه جدیدی بگشایند. از رد ملی‌گرایی افراطی توسط اُشیما تا بازروایت داستان‌های کلاسیک ژاپنی و حتی تأملاتی در باب آداب و رسوم ژاپنی. همۀ فیلمسازان موج نو در بخشی از کارنامۀ خود با ایدۀ هویت درگیر شده‌اند. احتمالاَ برای مخاطب ایرانی که سؤال هویتی در دوگانه غرب‌ستیزی و غرب‌گرایی نمایان بوده این تأملات هویتی آشناست.

در موج نوی سینمای ژاپن رابطۀ تصویر با سیاست نه به عنوان یک موضوع که به عنوان روشی برای دیدن احیاء شد. واکاماتسو، پدر سینمای پینک و از فیلمسازان موج نو معتقد بود هیچ تصویر غیرسیاسی‌ای وجود ندارد. و با اینکه نقطۀ عزیمت موج نو التهاب سیاسی ژاپن بعد از جنگ بود ولی به زودی تبدیل به شورشی علیه بدنۀ تنومند سینمای اساتید بزرگ ژاپن شد. این شورش که در دنیای دهۀ۶۰ نامعمول نبود به هرآنچه ساخته شده بود تاخت: از نگاه به جنسیت تا اخلاقیات ژاپنی تا سیطرۀ استودیوهای بزرگ ژاپن و اساساً سنت پدرسالارانۀ سینمای ژاپن. هرچند این رابطۀ سینما و سیاست با سینمای ایران بسیار متفاوت است ولی برای مخاطب ایرانی که سیاست پس‌زمینۀ بخش بزرگی از سینمای اوست بازبینی این سینما شاید دستاورد نظری‌ای داشته باشد نظیر اینکه: رابطۀ سیاست با سینما چیست؟ آیا امر سیاسی و سینمای اعتراض محدود به رتوریک ناظر بر اتفاقات روز است؟ یا نه، آنچه در جهان بیرون اتفاق می‌افتد دریچه‌ای است به جهانی بزرگ‌تر از سیاست روز؟ چطور موج نوی سینمای ژاپن بعد از گذشتن چند دهه از اعتراضات آنپو هنوز جذابیت خود را حفظ کرده‌است؟

فیلمسازان ژاپنی موج نو فراتر از سینما، تئوری تصویر را نیز بازبینی کردند. اُشیما، یوشیدا یا ایمامورا درباب مسائل بنیادین سینما نظیر مفهوم تصویر یا استفاده از ابزار سینمایی مقاله نوشته‌اند و حتی در مدح و رد فیلمسازان هم‌نسل و اسلاف خود مطالب تئوریک نوشته‌اند. برای مخاطبی که سینما را فراتر از وارسی زیباشناسانه و در کانتکست تاریخی می‌بیند چنین تأملات تئوریکی قطعاً روشنگر است.

در تهیۀ این پادکست سعی کرده‌ایم از پس‌زمینۀ تاریخی به متن و از نمای دور به نمای نزدیک برسیم. قطعاً آنجا که پای مطالعات فرهنگی به میان می‌آید ناگزیر ممکن است نگاهمان تقلیل‌گرایانه باشد. این را زمانی بیشتر متوجه شدم که بعد از مطالعۀ کتاب خطاب به ناظر دوردست با نوئل بورچ برای مصاحبه تماس گرفتم. پاسخ بورچ این بود که مطالعات فرمالیستی به شکلی که او در این کتاب برای شناخت سینمای ژاپن انجام داده به راحتی ممکن است به خطا برود و نوشته بود که احتمالاً اگر بخواهد کتاب را اکنون بنویسد راه دیگری در پیش خواهد گرفت.

پادکستی که پیش‌رو دارید مجموعه‌ای از روایت‌ها و تحلیل‌های تاریخی و سینمایی نویسندگان کوکر است. از چند مفهوم بنیادی زیبایی‌شناسی ژاپنی به سینمای کلاسیک ژاپن می‌رسیم، و سپس در هر قسمت سعی می‌کنیم با محوریت یک یا دو فیلم از کارنامۀ فیلمسازان موج نو، بر کارنامۀ آن‌ها تمرکز کنیم. امید ما خلق پرسش یا برانگیختن کنجکاوی است، چرا که در عصر اینترنت و هوش مصنوعی یافتن اطلاعات جامع درباب هر موضوعی سهل و دست‌یافتنی شده است.